آثار باستانی شهرستان کاشمر
  • در اين شهرستان قديمي، با وجود گذشت قرن‌ها و اعصار طولاني و خرابي‌ها و حوادث طبيعي هنوز هم آثار ارزشمند تاريخي و باستاني خودنمايي مي‌كنند كه به اختصار به اهمّ آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

     

    3ـ1ـ مسجد جامع كاشمر

     اين بنا در مركز شهر واقع شده و حدود سال 1213 هـ .ش. به روزگار حكمراني عبدالعلي خان و مصطفي قلي‌خان ميش مست در اين شهر، هم زمان با سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار، بنا گرديده است. بناي مسجد، ساده و داراي صحن، ايوان، شبستان ستون‌دار و غرفه‌هاي اطراف صحن است. ايوان مسجد 10 متر عرض و 15 متر ارتفاع دارد و شبستان‌ها روي ستون‌هايي به ارتفاع 3 متر به صورت ضربي، پوشش يافته‌اند. مقداري از ايوان و محراب را با كاشي معرّق آراسته‌اند. كتيبه‌ها به خط استاد محمد اصفهاني و كاشي‌ها به عمل استاد اسماعيل اذاني است. تاريخ 1213 هـ . ش. در بيش‌تر قسمت‌هاي محراب و ايوان تكرار شده است.[1]

    3ـ2 ـ مدرسه‌ي علميّه‌ي حاج سلطان

     اين مدرسه كه در مركز شهر واقع گرديده متعلّق به عصر قاجار است. واقف و سازنده‌ي اين مدرسه‌ حاج‌ ملّا‌‌ هادي سلطان‌العلما است.[2] اين اثر فرهنگي، مذهبي و تاريخي به امكاناتي نظير: آب،‌ برق، تلفن مجهّز شده و از معدود اماكني است كه كم و بيش تاكنون دست نخورده باقي مانده است.

    هم اكنون اين مدرسه داير است و جمعي از طلّاب در آن ساكن مي‌باشند، از اين رو امكان بازديد عموم از آن نيست.[3]

    3ـ3ـ خرابه‌هاي ارگ قديم شهر

     حدود دويست سال  پيش ترشيز (كاشمر) به شكل قلعه‌اي مستحكم، با حصار و برج و بارويي نفوذناپذير، ساكنان خود را از گزند ياغيان و مهاجمان، مصون مي‌داشت. اما اكنون خرابه‌هايي از ارگ قديم شهر  بر جاي مانده كه يادآور عظمت اين شهر در عصر قاجار است. اين آثار با بادگيري بزرگ كه پس از گذشت ده‌ها سال همچنان بر فراز آن خودنمايي مي‌كند در ضلع شمال غربي ميدان مركزي كاشمر قرار دارد.

    3ـ4 ـ قلعه‌ي آتشگاه

     اين قلعه كه از يادگارهاي عصر ساساني است، بنا به نوشته‌ي مرحوم معين تا قرن هشتم هجري معمور بوده است.[4] قلعه‌ي آتشگاه در 12 كيلومتري شمال غرب كاشمر قرار دارد، در حال حاضر از اين قلعه‌ي باستاني تنها ديواره‌اي مختصر و آثار غاري برجاي مانده است. دهانه‌ي غار 70×120 سانتيمتر است كه توسط انسان ساخته شده است، طول آن 90 متر و داراي دو شاخه است.[5] و درون آن سرشار از مناظر بكر و ديدني است.[6]

    آثار باستاني ديگري نيز در اين شهرستان وجود دارند كه به ذكر نام آن‌ها بسنده مي‌كنيم و عبارتند از: بندشاهي، قلعه‌ي گبرحصار، بقاياي قلعه‌ي خضرآباد، آسياب‌هاي آبي تل‌آباد، قلعه كهنه‌ي زنده‌جان، قلعه‌ي ريگ، قبرستان فرشه، يخدان قديمي كاشمر، قلعه دختر و قلعه‌ي پسر

    3ـ5ـ ياد ترشيز

    با توجّه به توضيحات صفحاتي كه گذشت‌ مي‌توان‌ خصوصيّات‌ هنري‌، تاريخ، سرو‌كاشمر، اماكن‌ زيارتي، مردان بزرگ اين ديار، آثار باستاني‌، گردشگاه‌هاي اين شهر را در قالب شعر« يادترشيز» بيان كرد.

     

    يادترشيز

    ياد ترشيز طرب انگيز ما

     

    غمزه‌هاي يار شورانگيز ما

    ياد انگور و انار و طالبي         

     

    مردمان خوب و دور از كاهلي

    مخلصاني در قيامند و قعود

     

    نردبان معرفت را در صعود

    ياد قالي‌هاي پر نقش و نگار

     

    مي‌برد دل را روانه سوي يار

    تار و پودش دردها دارد عيان

     

    تا زهر قالي زباني پر بيان

    برج كشمر صد حكايت‌ها كند

     

    از دل تنگش شكايت‌ها كند

    روزگاري بود اينجا سرفراز

     

    دست حاجت‌ها بسوي او دراز

    تحت امرش بود چندين شهروده

     

    يك درش كشمر دگر فيروزه ده

    كاخ زرتشتي در اينجا پا گرفت

     

    در دل تاريخ ما مأوا گرفت

    غار آتشگه از آن عهد عتيق

     

    اژدها سنگش هميشه چون عقيق

    آب گرمي در فوائد بيشمار

     

    در خليل‌آباد و ريوش، در حصار

    تپّه‌ي كندر زادوار كهن

     

    اندرون سينه دارد صد سخن

    خانه‌ها اندر دِلش ويران شده

     

    راز و رمزي در گِلش ميران شده

    در شمال شهر سيّد مرتضي

     

    آيتي رحمت ز آل مصطفي

    جنگلي زيباست در اطراف او

     

    نازنينان خمار، اكناف او

    در درون شهر سيّد حمزه بين

     

    آيه‌هاي كوثري بي‌غمزه بين

    كاجي از قدمت حدود يكهزار

     

    ياد جنّت مي‌كني در اين مزار

    مسجد جامع بنايي از قديم

     

    مؤمنان در گرد او باشند نديم

    در جنوبش رادمردي آهنين

     

    در ميان اشجع النّاس او نگين

    چون مدرّس باش جانا بي‌قرين

     

    مجلس ايران نبيند اين چنين

     

                                                                                                محمد‌امين نجات

    4ـ  ساخت و بافت شهر[7]

    به طور كلي از نظر خصوصيّات مشترك مي‌توان 3 نوع بافت شهري در كاشمر تشخيص داد:

    4ـ1 ـ بافت قديم و سنّتي

    شهرستان كاشمر تا پيش از سال 1355 ساختاري سنتّي داشت. خصوصيّات فيزيكي آن با توجّه به اصول و گرايش‌هاي حاكم بر چگونگي شكل‌گيري اغلب شهرهاي ايران استوار بود. بافت سنتّي شهر كاشمر تحت تأثير سازگاري با شرايط اقليمي، داشتن روابط نزديك مردم در همسايگي، همكاري و تمهيدات امنيّتي، داراي ساختاري متراكم و قطعه‌اي بوده و از عناصر زير تشكيل شده بود:

    1ـ محلّات شهر

    2ـ بازار و معابر اصلي

    3ـ ارگ شهر

    4ـ حصار و باروهاي شهر و دروازه‌هاي آن

    بزرگ‌ترين و فعّال‌ترين محلّه‌ي كاشمر، شهر كهنه بوده، كه بيش‌تر آن در جنوب بازار قديم و خيابان 17 شهريور كنوني قرار داشته است. گرداگرد آن را بارو و خندق فرا گرفته بود. محلّه‌ي شهر نو همان گونه كه از آن پيداست در پي توسعه شهر كهنه به‌وجود آمده و در مركز آن مسجد جامع بنا شده است. از نظر بافت وجوه مشتركي با محلّه‌ي شهر كهنه دارد.

    قطعات زمين در شهر كهنه و نو داراي بافت منظّم و بسيار كوچك و فشرده است. خانه‌ها بيش‌تر يك طبقه و داراي صحن حياط مي‌باشند. مصالح مصرفي در آن‌ها خشت خام و آجر با سقف‌هاي چوبي و تاق گهواره‌اي هستند.

     

    ـ بافت استقرار روستايي قديم

    در مراحل بعدي توسعه قريه‌هاي نزديك به هسته‌ي اوّليّه يعني فيض‌آباد و سلطان‌آباد تقريباً به شهر متّصل شده‌اند. اين بخش از توسعه داراي بافت روستايي محلّه‌ي فيض‌آباد كه قريه‌ي فيض‌آباد را به شهر متّصل ساخته و محلّه‌ي نو كه در امتداد جادّه‌ي تربت حيدريه بنا شده پس از نابودي بارو و خندق شهر ساخته شد و كم كم به شهر وصل شده‌اند. اين قسمت از توسعه‌ي شهري كه در حد فاصل زمان قديم و توسعه سال‌هاي اخير قرار گرفته، مرحله‌اي از هرج و مرج شهري را نشان مي‌دهد كه نظام ساختاري آن بر مبناي امتداد خيابان‌ها مي‌باشد و متأثر از فعّاليّت  اندام‌هاي عملكردي شهر مانند بازار يا بناهاي مذهبي و غيره نيست. بافت اين محلّات نسبت به شهر كهنه بازتر بوده و از تراكم شهري كم‌تري برخوردار است كه بيش‌تر متأثر از يك بافت روستايي است و مزارع و باغ‌ها در حواشي اين ناحيه قرار دارد.

     

    4ـ2ـ  بخش توسعه‌  يافته و جديد شهر

    توسعه و گسترش كاشمر از سال 1347 به بعد بيش‌تر به صورت افقي و در امتداد خيابان‌هاي اصلي شهر در مسير شرقي ـ غربي يا شمالي ـ جنوبي بوده است. بيشتر فعّاليّت ‌هاي تجاري و بازرگاني و ديگر فعّاليّت ‌هاي عمده‌ي شهري در امتداد محور شرقي ـ غربي متمركز شده است. شبكه‌بندي و احداث خيابان‌هاي جديد با وجود تبعيّت از محدوده‌ي اراضي كشاورزي به جهت اهميّت دسترسي اتومبيل، بيش‌تر داراي نظم هندسي هستند. ساختمان‌سازي بيش‌تر تقليدي از شيوه‌هاي متداول در شهرهاي بزرگ است، كه عملكردي ضعيف و نا‌‌همگون با ديگر نقاط شهري دارد. اين معماري كه براساس معماري سنّتي و بومي منطقه ساخته نشده جواب‌گوي نيازمندي‌هاي اقليمي منطقه نيست. هر چه به طرف شمال پيش مي‌رويم و به آب و هواي كوهپايه‌اي نزديك‌تر مي‌شويم گسترش شهر به آن سمت، بيش از ساير نقاط مشاهده مي‌كنيم. بيش‌تر ساكنان اين منطقه را كارمندان دولت و شاغلين امور اداري تشكيل مي‌دهند. به عبارتي شهر جديد بخش رشد يافته‌ي خارج از شهر قديمي است كه شهر سنّتي را احاطه    كرده است و در اطراف آن گسترش مي‌يابد. اين قسمت شديداً با شهر قديمي در تضاد است. به‌‌طوري كه شهر جديد در يك ناحيه‌ِي بزرگ و به صورت غير‌متراكم با خيابان‌هاي عريض گسترش يافته است و اغلب براساس يك الگوي شبكه‌اي انتظام يافته است.



    [1]ـ كتاب ترشيز، ص 188

    [2]- حاج آقاي عربي، رئيس مدرسه‌ي حاج سلطان

    [3]ـ كتاب ترشيز ، ص 190.

    [4]ـ معين، مزديسنا، ص 293

    [5]ـ افشار سيستاني، شناخت استان خراسان، ص 48، به نقل از: احمد معرفت، كوه‌ها و غارهاي ايران، ص 373

    [6]ـ سيماي ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوي ص 118

    [7]ـ هاشمي، سيدحسن، جغرافياي شهرستان كاشمر، ص 86

     

    منتشرشده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1395 | 12 ماه پیش